تبليغاتX
کاش به فکر هم بودیم

 

 شکایت از دلم دارم،متهمه به عاشقی
 دلی که پر کشید و رفت اما هنوز تو عاشقی

 این دل زندونی من،مجرم بند اوله
 چی بگم؟! از کجا بگم؟! فقط شکلات و گله

 یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود
 هیچ کسی همدم دل، تنها و بی کسم نبود

 سفرت درد کمی نیست واسه دلم، می دونی
 راستی باورم نمی شه تو میری و نمی مونی

 ریشه بستی تو تموم لحظه های بی قراریم
 دلت از سنگه که میخوای دلمو تنها بذاری

 تو آخرین نگاه تو من دیگه پیدا نبودم
 کی جای من بود تو چشمات؟!! هیچ وقت اینو نفهمیدم

 نذار که بین من و تو هرچی بوده خاطره شه  
 تو بری و من بمونم، قصه ما تموم بشه

 یه عهدی بود میون ما، اما حالا یه خاطره ست
 از تو فقط مونده برام یه خاطره، همین و بس

 خودت نگفتی که می ری اما نگاهت رفتنی بود
 هرچی می گفتم که نرو،بهونه هات تکراری بود

 هرجا می رم یاد چشات تو قاب چشمای منه
 صدات میاد اما خودت نیستی دلم پر از غمه

 دیگه دلت که اینجا نیست، یادت ولی پیش منه
 تو نیستی و شب گریه و در به دری کار منه

 نذار که دیوونه بشم، نذار از عشقت بسوزم
 بارون چشمام می باره از دوری تو هنوزم

 اگه صدامو می شنوی بدون یکی دوستت داره
 یکی که چشماش ابریه، نیستی و بارون می باره

 اگه صدامو می شنوی بدون یکی منتظره
 یکی برای دیدنت نشسته پشت پنجره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 19:7  توسط پارمیدا  |