تبليغاتX
کاش به فکر هم بودیم

 

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم

بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره نیلوفرم و کشته نورم

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 19:58  توسط پارمیدا 

  ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم 
  امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم 

  دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند 
  از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم 

  رم دادن صید خود از آغاز غلط بود 
  حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم 

  کوی تو که باغ ارم و روضه خلد است 
  انگار که دیدیم و ندیدیم، ندیدیم 

  صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن 
  گر میوه یک باغ نچیدیم، نچیدیم  

  سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل  
  هان واقف دم با رسیدیم، رسیدیم  

  وحشی سبب دوری و این قسم سخن ها 
  آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم 

 وحشی بافقی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 19:9  توسط پارمیدا