
شبی در حال مستی، تکیه بر جای خدا کردم![]()
در آن یک شب خدایی، بوالعجایب کارها کردم![]()
جهان کوبیدم، از نو ساختم گیتی![]()
ز خاک عالم سابق، جهانی نو بپا کردم![]()
نماز و روزه را تعطیل کردم، کعبه را بستم![]()
حساب زندگانی را از ریا کاری جدا کردم![]()
سری کو داشت شوق و شور استعمار![]()
بحکم قانون، استعمار را زیرو زبر کردم![]()
سحر چون گشت از مستی شدم هوشیار، فهمیدم![]()
که دیشب در پناه ، می، جسارت بر خدا کردم![]()
و یکبار دگر گشتم بنده اش، گفتم![]()
خداوندا
نفهمیدم
غلط کردم
خطا کردم
![]()
![]()
![]()